یک غزل

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود
باید بگویم اسم دلم ، دل نمی‌شود
دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود
تکلیف پای عابران چیست؟ آیه‌ای
از آسمان فاصله نازل نمی‌شود
خط می‌زنم غبار هوا را که بنگرم
آیا کسی زِ پنجره داخل نمی‌شود؟
می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها
دیدم که در نگاه تو حاصل نمی‌شود
تا نیستی تمام غزل‌ها معلّق اند

این شعر مدتی‌ست که کامل نمی‌شود


+تبریک به همه بچه هایی که امتحاناشون تموم شد.:)

+آرزوی موفقیت برای بجه هایی که کنکور دارن :)

+ساربانک

+غزل از مرحوم نجمه زارع بود.

+لبخند یادتون نره.:)

بوسه

یک صدای خیس خط خطی

میچکد

از میان ابرها

بوسه میزند

به گونه های من

خدا

یک شعر اداری+یک دعوتنامه

ای کاش
این کلبه ساده برلب رود
یک روز محل کارمن بود!

ای کاش
اعلام کنم حضور خود را
برقله کوه دامن دشت
هر روز درست ساعت هشت

ای کاش تمام کارمندان
بودند پرندگان خوشخوان
با نامه ابرها به منقار

ای کاش
می شد همه وقت رفت و گل چید
بر ((طبق مقررات)) خندید!

ای کاش بدون بخشنامه
می خواندم وچرخ می زدم من
با موج ونسیم

ای کاش پرونده من که بازمیشد

می ریخت از ان گل وترانه!

(عمران صلاحی)

+سلام به همگی،قراره یه کارگاه شعر تو انجمن نویسندگان کودک و نوجوان(کارگروه شعر)برگزار بشه،سرپرستیش با خانم حدیث لزر غلامیه،اگر دوست داشتید بیاین،

آدرس:تهران(!)خیابان سمیه،بعد از تقاطع مفتح،بن بست پروانه.

از ساعت 4بعد از ظهر

لبخند یادتون نره:)

آه

پنجره

بي صدا

رو به روي من

دست مي كشم روي چشم ها او   

ليز مي خورد

اسم تو...

 

بي تو

شيشه هاي بنجره

مات آه من

نمي‌شوند!

مهمان چند رباعی باشید

در ادمه مطلب...
ادامه نوشته

اوره کا!

هجوم وحشی مترسک هاست.

باید

روی قلب هایمان

کلاغ بگذاریم!

چوب رختی

میشود

بارانی چشم هایم را

به قلاب شانه ات

آویزان کنم؟