یک لحظه

یک لحظه

ک

ا

ف

ی

است

برای

شکستنم

در اوج

یک

روز سرد

         پاییزی!

رویای باد

روزی فروغ نوشت:

"باد ما را با خود خواهد بُرد"

من هنوز زیر درخت بید نشسته ام 

و به بادی می اندیشم

که ما را با خود خواهد بُرد!








 

نمایشگاه منتظر ما نشسته!

سلام

بچه ها تورو خدا هروقت میخواهید به نمایشگاه برین برید!کسی جلوی شما رو نگرفته فقط خواهشا جمعه ها نرید !!!مثل ۳۰ مهر که روز خوبیه... من ۳۰ مهر در نمایشگاه هستم...

منتظر شما عزیزان

جمعه ها که به نمایشگاه نمیرن زشته!!!!!

به این وب هم برید و عضو بشید

http://www.dastan2charkhe.blogfa.com/

 

Teal Bubble Flowers Art Print

این گل هم برای کسانی که میان اینجا رو میخونن!!!!

 

چشمان بی فروغ

سلام خیلی خوشحال هستم که در این وبلاگ قشنگ مربوط به دوچرخه عضو شدم تا کارهای ناقابل خودم رو برای شما عزیزان بذارم امیدوارم دوستای خوبی باشیم و مطالب بنده مورد توجه شما قرار بگیره

دنیا

دنیا

دنیا

بازی داد مرا

بار دگر

درون این آلودگی ها

میان این مردم کرکس صفت

و بین این همه بی امیدی

مرا بازی داد و مرا گم کرد

در چشمان بی فروغت

مرا رها کرد در آسمان دود

و در این شهر غم زده

مرا بازی داد و مرا گم کرد

در چشمان بی فروغت

چشمانم را شست با

لجن گورستانی دور افتاده

بر سرم کوبید

صدای کلاغ های خاطرات شوم را و

مرا بازی داد و مرا گم کرد

در چشمان بی فروغت

دنیا

همیشه و همه جا

مرا بازی داد ومرا گم کرد

در چشمان بی فروغ تو