یک غزل

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود
باید بگویم اسم دلم ، دل نمی‌شود
دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود
تکلیف پای عابران چیست؟ آیه‌ای
از آسمان فاصله نازل نمی‌شود
خط می‌زنم غبار هوا را که بنگرم
آیا کسی زِ پنجره داخل نمی‌شود؟
می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها
دیدم که در نگاه تو حاصل نمی‌شود
تا نیستی تمام غزل‌ها معلّق اند

این شعر مدتی‌ست که کامل نمی‌شود


+تبریک به همه بچه هایی که امتحاناشون تموم شد.:)

+آرزوی موفقیت برای بجه هایی که کنکور دارن :)

+ساربانک

+غزل از مرحوم نجمه زارع بود.

+لبخند یادتون نره.:)

من دلواپس رفتن تو ام

بعد از تو چه کسی گلدان هایم را آب خواهد داد؟چه کسی طرح لبخندش مرا به کودکی هایم وصل خواهد کرد؟بعد از تو چه کسی چای دم می کند و دستم را می گیرد و می برد پای پنجره،تا مبادا غروب یک شنبه هایم دلگیر شود و طولانی؟

دلواپس رفتن تو ام

بعد از تو چه کسی کتاب هایم را ورق می زند و شعرهایش را بلند بلند می خواند؟چه کسی دلواپس گل های باغچه می شود در هجوم باد های بهاری؟

دلواپس رفتن تو ام

بعد از تو چه کسی چشم هایم را می خواند؟چه کسی دلداری ام می دهد که باز هم بهار برمی گردد و تمام درخت ها که نه،تمام دنیا شکوفه می زند؟چه کسی عصرهای بارانی پاییز را هم شیرین می کند؟

دلواپس رفتن تو ام.

بعد از تو چه کسی آرام در گوشم زمزمه می کند که من شبیه تمام پرنده های مهاجرم؟چه کسی آیینه ها را به یادم می آورد؟

دلواپس رفتن تو ام.

بعد از تو چه کسی برای آرزوهایم قاصدک فوت می کند؟چه کسی فراموش نمی کند غصه ی آدم برفی ها را؟

چه کسی؟چه کسی؟چه کسی؟

من دلواپس رفتن تو ام