نردبان

بالش را تا صبح هم پشت رو کنم

سردی صورتت... نمی شود

مگر ...می شود؟

آدمی را

به جرم خیال سقوط

تا ابد

بر نردبان

به صلیب کشید؟



دلم که برایت تنگ می شود

تمام شهر را

زیر پا می گذارم

حیف...

حیف که تو دلت را جای دیگری جا گذاشته ای ...

قصه

سالها

غول های قصه باختند

و ما

گول قصه هایی را خوردیم

که تنها حرف راستشان

قصه کلاغی بود

که هرگز

به خانه اش نرسید!


***


ادامه نوشته

سبب

دختر قالی‌باف

   مرده بر دارِحقایق 

 خسته

...

نه طنابی از خشم

نه طنابی از درد

آنچه او را کشته‌ست

نخ مشکی

          به سرِ هر خنده‌ست.

 

 

 

 

+ دوستای خوب دوچرخه. اینجا بدجوری سوت و کور داره میشه. لطفا نذارین  پیشرفت کنه این مسئله. خیلی غمناکه راستش . کار سختیم نیستا! ما با هم دوستیم دیگه؟هوم؟

 

لبخنــد بزن..

 

 

باران را از ذهن پنجره ها خط بزن!

از پشت ابرهآ بیــرون بيا آفتابــ من...

لبخـــند بزن....:)

 


+دلتنگــتم دوچرخــه...!دلتنگ نوجوونــي...:(..