1

نپرس از نبودنم

اين روز ها

 در وهمناكی تنهایی

خودم هم به طرزی عجیب

مزاحم خودم هستم...

 

اتفاق

ضربه

سخت

کوتاه بود.

تبر

تا همیشه در کمر درخت باقی ماند.

شسته دل

به نام او که دلم را شاد می کند
خسته شدم. قلبم را از سينه بيرون کشيدم و بر زمين کوبيدم. شکست. صدای شکستنش آنقدر بلند بود که گوش همه ی دنيا را سوزاند. همه به حال قلب شکسته ی من زار زار گريستند. خرده هايش اما پاي هيچ کس را سوراخ نکرد. خرده هايش سکوت کردند اما سکوت گوش خراششان سال هاست که در دنيا دوره می شود و زارها می زنند به حال قلب شکسته ی من. اما ديگر تنها اثر از قلب در تنم٬ فقط جای خالی اش است...

یا ضامن!

طلای گنبد وضریحت از آن خودت

نذز شبانه ای  دارم

برای تمام کبوتر های گنبدت

 سخاری با رب انار و گردو

... شام  تمام کودکان گرسنه شهر

همه می توانند...

سلام!
برای اطلاعات بیشتر راجع به مسابقه ی این ماه به این آدرس برید!
با تشکر!

خالی

                                  

 

پنجره خالی می شود

قاب های روی دیوار خالی می شود

تو خالی می شوی

من خالی می شوم

تمام دنیا خالی می شود

می نشینم گوشه ای از این دنیا

یک شعر خالی می نویسم

خالی

       خالی

                خالی

                       ...

سر بالا

ستاره ها را نشانه می گیرم

دهانم که پر شد

تف می اندازم

روی صورتم...

کابوسهای برهنه درامتداد شعرهایم

جدایی به اندازه دنیا میان من وتو

امامن همچنان می دوم ومیسرایم

                                     پابرهنه وبی قافیه

تاصداکنم شفق را

برای تولددوباره زمان

ابرو باران

باران نمي شوم
كه نگويي:
با چه منتي خود را بر شيشه مي كوبد
تا پنجره را باز كنم
و نيم نگاهي بيندازم .
ابر مي شوم
كه از نگراني يك روز باراني
هر لحظه پنجره را بگشايي
و مرا در آسمان
نگاه كني !

 

 

پ.ن:ببخشید اگر تکراریست.

(سارا شاهدی گفت که هدا حدادی یه همچین شعری داشته که منم اون شعرو خیلی وقت پیش خونده بودم. شعره این بود: "جهان مربع شده است/ هی به گوشه هایش گیر می کنم.")

"دایره ای ست جهان
دور خودمان می گردیم."
 
مشکل از چشم های توست
که این n ضلعی محدب را دایره می بیند.
دایره اگر بود
                این قدر به گوشه هایش گیر نمی کردیم.

حالا این n ضلعی ای کاش
گوشه هایش کمی تیز بود
که وقتی کسی می پرسد "کجا گم شده بودی تو؟"
مدرکی داشته باشیم که پی تفریح نبوده ایم؛

                                       جای زخمی.

 

اصلا دایره بود ای کاش.

دور خودمان می گشتیم.

پشتمان را خالی کردند

وکسی از لب اين پرتگاه

هلمان نخواهد داد!

...

ادامه نوشته

با تو

من به تو دل بستم من به تو دل دادم

با تو من غمگینم با تو من دلشادم

با تو من محکم تر مثل یک فریادم

با تو من عاشق تر با تو من آزادم

بی تو اما سردم از نفس افتادم

بی تو حجمی پوچم ناله ای در بادم

بی تو حتی گریه می رود از یادم

بی تو من یک قصه رفته از هر یادم

تو بمان در پیشم تا بماند یادم

با حضور گرمت تا ابد آزادم

«زیبای نیازمند»

 

فریاد می زند

نیازش را

که خرید ماست

از این زیبایی دهنده های مصنوعی

دختری که

بی نیاز است

از تمام این ها

و زیبایی اش را

 از جایی نخریده.