سایه
خسته‌ست
و دیگر نمی‌خواهد
روی دیوارِ تنهاییِ خانه‌ی متروکه‌ام
مصلوب باشد

صندوق نامه‌هایم امروز
سردتر از همیشه بود.
سایه‌ام
اینطور نوشته بود:
تا اطلاع ثانوی
به مرخصی می‌روم
زیرا
قلبی که مرده است
سایه نمی‌خواهد...