منوچهر نیستانی
فرصتی فراهم شده تا زمانی که مانا نیستانی در زندان است از پدرش منوچهر نیستانی هم یادی بشود...که شاعران(از بس فراوانند) در این دیار زود از خاطر ها می روند!
منوچهر نيستاني در سال 1315 در كرمان زاده شد
دوره آموزشهاي دبستاني و دبيرستاني را در زادگاه خود و تهران به پايان رساند در سال 1334 وارد دانشسراي عالي تهران شد و در سال 1337 در رشته زبان و ادبيات فارسي فارغ التحصيل شد سپس از سال 1337 تا 1342 در شاهرود به تدريس ادبيات فارسي پرداخت و پس از آن به تهران انتقال يافت و در سال 1357 بازنشسته شد
نيستاني علاوه بر سرودن شعر در زمينه پژوهش ادبي و ترجمه نيز كارهايي به انجام رسانده است
منوچهر نيستاني در سال 1360 بر اثر سكته قلبي در گذشت
آن كه حرفهاي مرا باد
با ابرهاي سوخته پرواز مي دهد
با لحظه هاي من همه مغموم
در شهرتان غريب رها ميكنم هنوز
اين حسرت
اين ترانه معصوم
اي با شبم نشسته چو مهتاب
با من سخن بگوي نه با ابر
در اشك من نگر نه به مرداب
با خود به دوردست غروبم ببر كه باز
قلبم ز هيبت شب گريه كرده ساز
خرداد را به شادي گشتن
در باغ چشمهاي تو خواهم من
در باغ چشمهاي تو مي خواهم
شعر و شكوفه خرمن خرمن
اما اگر بهار نيايد...!
اي با شبم نشسته چو مهتاب
افسوس حرفهاي مرا باد
با ابرهاي سوخته پرواز مي دهد
با لحظه هاي من همه مغموم
(شعر و مطلب از آوای آزاد)
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!