اهل حمام
اهل حمامم پوستم مهتابي است
پدرم دلاک است سر طاسي دارد لنگ مياندازد پدرم شامپويي مصرف کرد کلهاش هي کف کرد و سپس مويش ريخت
و چه اندازه سرش براق است!!!
حرفهام دلاکي است هدف من پاکي است....
مينشيند لب سکو آرام يک نفر با احساس
کودکي را ديدم ميدود در پي صابون و لگن
اي نهان در خشک آوردم ، خشک
مشتريهاي عزيز رختها را نکنيد
آبمان بند آمد!!!!!!!!
نگار ياريان
+ نوشته شده در جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۸۵ ساعت 9:33 توسط نگار یاریان
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!