جمعه شده،جاده ولی سوت و کور
ساعت و تاریخ و زمان در عبور
 
چشم همه خیره و مبهوت و مات
ورد زبان ها همگـــی نازعات
 
پنجره ها بسته شده،غرق خواب
کوچه پر از شـب زدگی،التهاب
 
قاصدک از شــدت غم، مو سپید
تازگـی و شور وشــعف،ناپدید
 
لشـــکر ابلیس زمان، در کمین
در صـــدد توطــئه ی قتل دین
   ×××
تا برسـد جمعه ی بعدی ، هنوز
مانده فقط طی شود این چند روز
  ×××
جمعه شده ،جاده پراز بوی عود
هر طرفــی غــرق نشاط و سرود
 
کوچه پر از همهمه و شعر و شور
می رسد از راه، قدم های نور

لشــکر مـردان خداوند پاک
مثل گلی،سر زده از زیرخاک
 
آمـده اِبْنُ الْحَســـن از راه دور
قلــب زمین زنده شــده از ظهور