قدم های نور
جمعه شده،جاده ولی سوت و کور
ساعت و تاریخ و زمان در عبور
چشم همه خیره و مبهوت و مات
ورد زبان ها همگـــی نازعات
پنجره ها بسته شده،غرق خواب
کوچه پر از شـب زدگی،التهاب
قاصدک از شــدت غم، مو سپید
تازگـی و شور وشــعف،ناپدید
لشـــکر ابلیس زمان، در کمین
در صـــدد توطــئه ی قتل دین
×××
تا برسـد جمعه ی بعدی ، هنوز
مانده فقط طی شود این چند روز
×××
جمعه شده ،جاده پراز بوی عود
هر طرفــی غــرق نشاط و سرود
کوچه پر از همهمه و شعر و شور
می رسد از راه، قدم های نور
لشــکر مـردان خداوند پاک
مثل گلی،سر زده از زیرخاک
آمـده اِبْنُ الْحَســـن از راه دور
قلــب زمین زنده شــده از ظهور
+ نوشته شده در جمعه ۴ آذر ۱۳۹۰ ساعت 0:6 توسط مهدیه موسی زاده
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!