۱:
اخر شبیــ که همه شاعرانـــ در خوابنـد
تــــــــو را..
از زندانـــــــ قافیه ها میدزدمـــ..
و تـــورا به سرزمینــــ بیـــ مرز قاصدکــــ ها..
و به فصل گرمــ یک بوســه میبرمـــ..
که تورا تنـــــــــها رویاها میفهمـــــــــند
که واژه هایــــــــــ شعر منــــــــــــــــ
از جنســـــــــــــ جوهرنـــــــــــــد..!
*********************************************
۲:
در رد پایــ تــو یکــ قطره اشکــ میکارمـ..
روزیــ که برگردیــ
گلهایـــ سبز گریه امـــ
بــــــــــه پیشواز قدمهایتـــــــــ میشکفــــند!
م.ک
پ ن:+منـ از رفتارتـ با گل سرخ فهمیدمـ تو عشق را میشناسیـ
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 14:6 توسط مهتاب كيا
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!