«ما را همه شب نمی برد خواب»

تو بخواب!

*

چشمان لامصب را ببنند

 که زنده رود یخ می زند

در بادیه چشمانت

*

"نرگس وسط چله چه غلطی می کند؟"

«چو خیال آب روشن!»

 یخ زدند

«از حله به کوفه»

در چشمانت

سوختیم...

تو بخواب!