چشمان بی فروغ
سلام خیلی خوشحال هستم که در این وبلاگ قشنگ مربوط به دوچرخه عضو شدم تا کارهای ناقابل خودم رو برای شما عزیزان بذارم امیدوارم دوستای خوبی باشیم و مطالب بنده مورد توجه شما قرار بگیره
دنیا
دنیا
دنیا
بازی داد مرا
بار دگر
درون این آلودگی ها
میان این مردم کرکس صفت
و بین این همه بی امیدی
مرا بازی داد و مرا گم کرد
در چشمان بی فروغت
مرا رها کرد در آسمان دود
و در این شهر غم زده
مرا بازی داد و مرا گم کرد
در چشمان بی فروغت
چشمانم را شست با
لجن گورستانی دور افتاده
بر سرم کوبید
صدای کلاغ های خاطرات شوم را و
مرا بازی داد و مرا گم کرد
در چشمان بی فروغت
دنیا
همیشه و همه جا
مرا بازی داد ومرا گم کرد
در چشمان بی فروغ تو
+ نوشته شده در جمعه ۹ مرداد ۱۳۸۸ ساعت 11:7 توسط مائده محتشمی نژاد
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!