یاد دادی به دلت

که نلرزد دیگر

که سخت باشد

نه مثل گذشته چون بیدی

که به هر بادِ خلطره ای، یادی، نغمه ای

بلرزد و

دیداری اگر بود

طوفان تمام برگ هایش را بریزد

دلت سنگ نمی شد اما

یادش دادی

یاد گرفت

بر دلت پیروز شدی

مُرد