ب - الف
12 /8/86
خود کار میان انگشتانش
و او سخت مشغول
دخترک می ر فت می آمد
لبخند می زد
نمی دید
خود کار میان انگشتانش
شب
هنوز سپید بود
بعضی خانه های جدول
و او خواب
صبح
تمام خانه های سپید
پر شده بود از
د و حرف زیبا
ب - الف
با با
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۷ ساعت 16:45 توسط ارغوان جهانگیری
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!