و من در ژرفای تاریکی شب ها

ماه و ستاره ها را

به میهمانی شب تنهاییم دعوت می کنم

و باغچه را پر می کنم

از بذر گل هایی که شهاب های شب های نیمه تاریک

برایم به یادگار گذاشته اند

و تنهاییم را با آن ها

در باغچه می کارم

روی دیوارها نور می پاشم

و شمعدانی ها را

در دست هایم می کارم

قالیچه ی تک رنگ صداقت را بر ایوان پهن می کنم

حوض را پر می کنم

از عکس شب و شهاب و ستاره ها

وعکس زیبای شب را

در قاب روی طاقچه می گذارم

وبالان های نور را به پرده های تاریک می آویزم

و خود را فرش راه می کنم

......برای قدم های پر نورشان!