مهمانی
و من در ژرفای تاریکی شب ها
ماه و ستاره ها را
به میهمانی شب تنهاییم دعوت می کنم
و باغچه را پر می کنم
از بذر گل هایی که شهاب های شب های نیمه تاریک
برایم به یادگار گذاشته اند
و تنهاییم را با آن ها
در باغچه می کارم
روی دیوارها نور می پاشم
و شمعدانی ها را
در دست هایم می کارم
قالیچه ی تک رنگ صداقت را بر ایوان پهن می کنم
حوض را پر می کنم
از عکس شب و شهاب و ستاره ها
وعکس زیبای شب را
در قاب روی طاقچه می گذارم
وبالان های نور را به پرده های تاریک می آویزم
و خود را فرش راه می کنم
......برای قدم های پر نورشان!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۷ ساعت 14:25 توسط مهسا دوستی
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!