ورق که می زنم
هر انگشتم
لای یک صفحه می ماند.
بیرونش نمی کشم:
"باشد برای فردا
که بدانم
کدام صفحه ها را دوست داشتم."
*
فردا
برای ورق زدن
انگشتی ندارم.
+ نوشته شده در شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۷ ساعت 15:20 توسط شقایق بهرامی
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!