می دوم...

می دوی...

با همان کتانی های پاره

با همان بند های شل و ول

می دوم...

می دوی...

می رسم من به بلندی

می خندم

نفس نفس زدن

             چه به تو می اید

سرخی به گونه هایت

و سیخ سیخ شدن

               به موهای کم پشتت

می خندم

می خندی

عجب گرگ خنده داری شده ای!