(1)

مریض شده ایم

تب داریم

عطسه می کنیم

من و ادم برفی

(2)

برایم سوپ داغ می اورد

 مادر

و خورشید

 برای ادم برفی پتوی گرم

(3)

من خوب شده ام

تب ندارم

عطسه نمی کنم

لباس گرم پوشیده ام

و دیگر

نمی روم بیرون

تا با ادم برفی

بازی کنم

(4)

ادم برفی نسیت

شال و کلاهش را انداخته زمین

احتمالا بعد از ان تب شدید

رفته است دکتر

با مادرش خورشید...