به نام یگانه نقش بند
عمراْ اگر الآن در تاریخ چهارشنبه ۷/ آذر/ ۱۳۸۶ ٬ در ساعت ۱۲:۱۰ حوصله ی ادامه ی کلاس رو داشته باشم. زبان فارسی داریم. درٌه داره از روی درس می خونه.
زمستان٬ زم به معنی سرما
سیاوش٬ سیاه+وخش بوده (من و کیمیا و سحر و ماندانا و مریم یاد سیاوش وزیری٬ دبیر المپیاد ادبی می افتیم).
طناز روی میز لم داده. نگار با موهاش ور می ره و به کتاب نگاه می کنه.
مثل اینکه صفحه عوض شده!
چشمم می افته به شعر بالای تخته: ای دل غم جهان مخور٬ این نیز بگذرد
دنیا چو هست بر گذر٬ این نیز بگذرد
هنوز ۲۵ دقیقه مونده که زنگ نهار بخوره. عجب! این دقیقه ها هم با ما سر ناسازگاری گذاشتن!
صفت+اسم
ماندانا کاملاْ به کتابش نگاه نمی کنه الآن! داره به نوشته های درس روی تخته نگاه می کنه. رژین هنوز سرش روی میزه.
تینا از روی درس می خون.
اسم نویسی، دست بوسی، آشتی کنان
آخ ای کاش الآن....
ای کاش الآن........ ای کاش الآن توی دفتر دوچرخه بودم.
سبا چرا اینجوری نشسته؟ به میز و دیوار تکیه داده.
امتحان چهارشنبه.
امروز تولد تینا بود. طتاز براش کیک پخته بود. روی کیک کبریت گذاشتن به جای شمع.
مثکه قراره سه شنبه باهامون برای چهارشنبه درس کار کنه.
کلاس شلوغ شده. طناز صداشو کلفت می کنه: بخون خانوم! (صدایی آشنا برای 304 ای ها)
تینا و طناز سر خوندن از روی کتاب دعوا می کنن.
تینا: تو رو خدا، تولدمه.
مهشاد سرش رو گذاشته روی میز.
سبا: من عربی هیچی نخوندم.
تینا چه تشدیدی سر (( ر )) بررسی، می ذاره.
آخ دوست دارم بدونم کی توی کتابه و کی روی کتاب! (یعنی کی حواسش به درسه و کی نیست)
بالای بیاموزیم می نویسید: کاربرد درست تشدید.
سبا روی میز خوابیده.
آهای مهسا، حرف نزن با سپیده.
نهال تو خودتو ناراحت نکن حالا!
ماندانا علامت تلفن در میاره.
آخ سحر چه می کنی؟
ماندانا گفت خانوم همت آزاد نوشته هایی رو که زدیم به برد و روی در، جفتشونو بوسیده و برامون یه یادداشت گذاشته.
جمله ی روی در: یک روح در بیست و پنج بدن.
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!