به دوست مهربانم که نوشتارش و دیدارش تولدی است دوباره برای من.
چه کسی حقیقت راستین را می داند؟
آنگاه که مرگها به خواب می روند
و نفس های پنهان بودن ما
خاطره های جاوید می شوند
آن هنگام که دستها ـ دستهای پیروز ـ
تو را
و مرا
و زندگی را
مکرر می شوند
و آن گاه که دستخط تو
هم چون روان آدمی ، آیینه ی من می شود
و آن گاه که تو من می شود
و من ، تو
و ما ، زندگی
چه دروغین پرسشی:
چه کسی می داند حقیقت چیست؟
ـ آیا افسانه می پنداری آن زمان را
که حقیقت از چشمانت سرازیر می گردد؟
ش ـ پاییز۸۶
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!