زیر ان چلچراغ های بزرگی

                         که شهر می سازد

سنگ چخماق

از یاد می رود

و نورو حرارت

از جنس شیشه می شود

زیر این همه چلچراغ که راه می روم

گمراه و تنهاتر می شوم

هراسان از شهر می گریزم

و به عقب باز می گردم

به ته مانده همیشه کودکی

سنگ چخماق را بر می دارم

و به قساوت قلب شهر

طعنه می زنم

 

       "سارا ایمانی"