فاصله
-"یادم نیست!"
و دست
در فاصله مان
معلق ماند
نگاه
مرد
یادم نیست...
باران
بی رحم
می بارید
کسی
آرام
دور می شد...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۶ ساعت 23:43 توسط شقایق بهرامی
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!