بالماسکه 27/4/86
هر روز
تو هم مثل همه
لباس های عجیب می پوشی
هیچکس نمی شناسد
حتی خودش را
خودهای گم شده
پشت ماسکهایی نقاشی شده
میان خنده های تصنعی
و گریه های اجباری
پنهان
برنده ی چشن عجیب ترین خود
و تنها به هنگا م خواب
خود می شوند
وقتی پناه گاهی ندارند
شاید می خندند
گریه می کنند
و متنفرن از عجیب بودنشان
ولی فردا صبح
همان عجیبی هستند
که بودند
خود ها می خواهند برنده باشند
خود خواهند
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۶ ساعت 15:34 توسط ارغوان جهانگیری
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!