انتظار
منتظرم تا مادر براي خريد برود
آن وقت
بر پنجه ي تمام شيطنت هاي تابستاني بالا و پايين مي پرم
تا مگر دستم برسد
به آن بستني يخي وسوسه انگيزي كه
مادر گذاشته است
در بالاترين قفسه ي يخچال!
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۶ ساعت 17:19 توسط یاسمین حاتمی
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!