به نام او که هر چه آفربد پاک آفرید
او دلش یک ساعت می خواهد. یک ساعت عقربه دار. عقربه ی ثانیه شمار
او دلش یک دفتر نقاشی سفید سفید می خواهد که جلدش را خودش نقاشی کند
او دلش یک بسته مداد رنگی می خواهد که همه ی رنگ هایش روشن باشند. ای کاش رنگ سفید، روی کاغذ سفید نمایان می شد.
او دلش می خواهد مداد رنگی هایش را از رنگ آبی آسمان و سبزی برگ درختان و زردی خورشید بسازد.
او دلش می خواهد با مداد رنگی های طبیعت، روی دفتر نقاشی، تصویر دویدن بی دلیل عقربه ی ثانیه شمار را بکشد تا مرحله به مرحله ی زندگی و سیاه شدن دفترش را ببیند
اما دل او هنوز پاک پاک است.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۹ تیر ۱۳۸۶ ساعت 10:36 توسط مروارید اسلامی
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!