به نام او که هر چه آفربد پاک آفرید

او دلش یک ساعت می خواهد. یک ساعت عقربه دار. عقربه ی ثانیه شمار

او دلش یک دفتر نقاشی سفید سفید می خواهد که جلدش را خودش نقاشی کند

او دلش یک بسته مداد رنگی می خواهد که همه ی رنگ هایش روشن باشند. ای کاش رنگ سفید، روی کاغذ سفید نمایان می شد.

او دلش می خواهد مداد رنگی هایش را از رنگ آبی آسمان و سبزی برگ درختان و زردی خورشید بسازد.

او دلش می خواهد با مداد رنگی های طبیعت، روی دفتر نقاشی، تصویر دویدن بی دلیل عقربه ی ثانیه شمار را بکشد تا مرحله به مرحله ی زندگی و سیاه شدن دفترش را ببیند

 

اما دل او هنوز پاک پاک است.