کفش های من
سلام دوستای گل کلاب! ۲تا چیز می خوام بگم!!
با اجازه همه:
۱.بچه ها جون!برید وبلاگم اون بستم که در باره همتون نظر دادمو بخونید!
درباره همتون نوشتم!دی دی دی دینگ!اگه احیانا خواستید خفم کنید باید به عرضتون برسونم که حالا حالاها دست هیچ کدومتون بهم نمی رسه!![]()
![]()
۲.این شعرم تو منطقه اول شد.دوسال بیش!
بذارید خودم بگم!کلی بخندید!برای اقای تربن که خوندمش گفت:"خب!اینکه هیچی نداشت!من نمی دونم برای چی اول شده!!!!!"![]()
فکر کنی ی ی ی یددددد! چه رک گفت!
منم می گم هیچی نداره!شانس دیگه!![]()
![]()
۳.حتما اون بستمو بخونید!اسم بستم اینه"تو هم هستی.توام یادم بود بگم.مطمئن باش!"![]()
کفش هایم زنده شده اند
کفش هایم بزرگ شده اند
حرف می زنند
با من
با پاهایم
غمگین اند
کثیف اند
کهنه و پاره پاره
***
راه می روم
دیگر پاهایم را نمی خواهند
انگشتانم را رها می کنند
سرخ می شوم
انگشتانم را جمع می کنم
پنهانشان می کنم
و ادامه می دهم
***
راه می روم
تند ترو تند تر
از حال می روند
کفش هایم روی پاهایم
انگشتانم بغض کرده اند
بند کفش هایم را محکم تر می بندم
***
راه می روم
به خانه می رسم
پاهایم را از زندان کفش ها رها می کنم
گلوی انگشتانم باد کرده است
روی بغضشان دست می کشم
دردشان فوران می کند
پاهایم را در اب سرد حوض فرو می کنم
***
کفش هایم در کنارم نشسته اند
کفش هایم بزرگ شده اند
حرف می زنند
با من
با پاهایم
دیگر پاهایم را نمی خواهند
دیگر به حرف پاهایم گوش نمی دهند
نگاه می کنم
به پاهایم
به کفش هایم
یک ماه
فقط یک ماه دیگر
یکدیگر را تحمل کنید
بهار در راه است.
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!