درست گوشه ی دیوار
با دست هایی بر افراشته
مثل ِ درخت
و هرکس از در وارد می شود
باری می اندازد به دوشش
و گاهی دست هایش
از سنگینی
از جا کنده می شود
او هم پر از برگ است
برگ های اتو خورده
برگهای رنگی
برگ های مچاله
+ نوشته شده در یکشنبه ۳ تیر ۱۳۸۶ ساعت 1:43 توسط ارغوان جهانگیری
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!