با زلزله خوش می گذره ؟ به نظرم گاهی این تلنگرا لازمه . من داشتم شعر می خوندم که زلزله  اومد و اگه خواهرم نمیومد پیشم فکر نکنم متوجه می شدم. آخه تو شعر غرق شده بودم.

دیشب جمکران بودم . وای چقدر با صفا بود . گرچه مسجد شبیه سونا بخار بود و آخرای نماز داشتم روحیه مو از دست میدادمو می خواستم دیگه ادامه ندم ولی خب بازم خیلی خوش گذشت و خدایی برای همتون دعا کردم.

امروزم رفتیم کارناممو بگیریم که سرکاری بود . ۶تیر کارنامه میدن درست موقعی که برای دومین بار مهمون امام رضا(ع)م.

راستی نظرتون درباره ی داستانک زیر چیه؟؟؟     "یک حرکت"

ایستاده بود . چرخید،آواز خواند و رقصید . و با یک حرکت دوباره ایستاد.

                                     چه زندگی ملال آوری داشت ، عروسک کوکی.