سلام سلام سلام.........چه خبر؟
با زلزله خوش می گذره ؟ به نظرم گاهی این تلنگرا لازمه . من داشتم شعر می خوندم که زلزله اومد و اگه خواهرم نمیومد پیشم فکر نکنم متوجه می شدم. آخه تو شعر غرق شده بودم.
دیشب جمکران بودم . وای چقدر با صفا بود . گرچه مسجد شبیه سونا بخار بود و آخرای نماز داشتم روحیه مو از دست میدادمو می خواستم دیگه ادامه ندم ولی خب بازم خیلی خوش گذشت و خدایی برای همتون دعا کردم.
امروزم رفتیم کارناممو بگیریم که سرکاری بود . ۶تیر کارنامه میدن درست موقعی که برای دومین بار مهمون امام رضا(ع)م.
راستی نظرتون درباره ی داستانک زیر چیه؟؟؟ "یک حرکت"
ایستاده بود . چرخید،آواز خواند و رقصید . و با یک حرکت دوباره ایستاد.
چه زندگی ملال آوری داشت ، عروسک کوکی.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ساعت 13:15 توسط مریم عرفانیان
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!