تولد
۵ ساعت و ۳۵ دقیقه پیش متولد شدم . خدایا یعنی شانزدهمین سال زندگیم چه طور خواهد بود؟
هم خوشحالم هم ناراحت نگرانم برای این سال از زندگی
نکنه نوجوونیم تموم بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟می ترسم
یه شعر...
جواب تلخ خانه نیست
وغنچه های حرف هام
دوباره خاک می شوند زیر چکش کلام یا ( اسیر باد می شوند بی شنیدنت مدام)
کاش مادرت فقط کمی
شاعرانه بود.
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۶ ساعت 18:56 توسط مریم عرفانیان
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!