دو درس مهم که در طول یک سال گذشته یاد گرفتم:

*هر وقت در زندگی، به افرادی برخودم که نسبت به من مهربان بودند، و از لطفشان برخوردار شدم، آنگاه حضور خدا را بیشتر در زندگی ام حس کردم. حس کردم که این، کار اوست. هم اوست که انسانهای نیکخواه را سر راه من قرار داده. و این موضوع، شانس بسیار بزرگی برای من است. یادآوری این مطلب، همواره سبب دلگرمی من می شود...

**در طول زندگی خود، با انسانهای گوناگون و زیادی ارتباط پیدا می کنیم. اما باید همواره به یاد داشته باشیم که رفاقت و دوستی، چیزهایی اند بسیار فراتر از واژه ها. بسیار فراتر از لبخندها. بالاتر از همه ی چیزهائی که همه ی انسانها با آنها، دم از رفاقت می زنند.

به یاد داشته باش، اغلب اوقات بسیاری از دوستانت، آن قدر باهوش هستند که بدانند می توانند گره از کارت بگشایند. اما آن چه مشخص می کند که آنان دوستان حقیقی تو اند یا نه، آن است که آیا آنان زحمت کمک کردن به تو را به خود می دهند؟! به این ترتیب است که می توانی بفهمی آنان تا چه حد خیرخواه تو، و دوستان تو اند...

(این دو تا درس اون قدر برام باارزش و مهم بود که همین دیشب توی دفترچه م یادداشت شون کردم تا همیشه به یادشون باشم..!)