و نپرسیدند از من
تمام آسمان را به افتخار بودنم آذین بستند
از شاخه های یک درخت خشکیده
بالا رفتند و من را در میان آسمان رها کردند
گفتند که تو ماهی
ولی
نردبان را بردند
و نپرسیدند از من
ماه بودن را دوست می داری آیا؟
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 20:48 توسط ارغوان جهانگیری
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!