و نپرسیدند از من

 

 

تمام آسمان را به افتخار بودنم آذین بستند

 

از شاخه های یک درخت خشکیده

 

بالا رفتند و من را در میان آسمان رها کردند

 

گفتند که تو  ماهی

 

ولی

 

نردبان را بردند

 

و نپرسیدند از من

 

ماه بودن را دوست می داری آیا؟