ما آزمودیم در این شهر بخت خویش ... بیرون کشید باید ازین ورطه رخت خویش.....
بچه ها سلام
اینجا دیگه حالت وبلاگ ادبی رو از دست داده . بیشتر شده بنگاه تعارف پراکنی. ازینجا میبررم مطالبمو که دیگه آزارتون نده . خیلی عالی میشه یه فکری به حال اینحا بکنین.![]()
شاید شعرام و مطالبمو بتونین تو وبلاگم ببینین.
در آخر از دوست عزیز ویرایشگری که شعر قبلیم رو اونهم از وسط بند هنرمندانه دنباله زد تشکر می کنم.
دوستدارتونم . . . به امید دیدار.![]()
![]()
ماه من سپیده دم دلم گرفت
باز دلت به غمزه ای دلم ربود و رفت
غمم گرفت
ماه من
من که راه و رسم عاشقی نخوانده ام
پیش تر
به انتظار هیچ کس نشسته ام ,نمانده ام
پس ببخش اگر نگاه من به راه توست....
تاها
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 1:55 توسط تاها
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!