نیم
نیم ماه , پشت پنجره است
نیمه شب , زیر عقربه ی ساعت
روی تختم نیم خیز نشسته ام
نه می اندیشم , نه می خوابم
تشک نم زده , هوای متعفن
"نیم" سهم من است از زندگی
نیمی دیگر تویی که حتی
سکه ی نیم نگاهت هم
بر من تلالویی نمی افکند
نیمه مرده ای هستم
که نه آرامش خواب
نه شور زندگی
نه قرص نان خورشید
نه ته رنگ آسمان
هیچ کدام سیرم نمی کند
تمامیت یک اندوه
تمامی یک احساس
تمامی تو
تمامی قرص کامل ماه
حق من است
نه سکسکه های بریده مرگ
نه نیم نگاه ترک خورده تو !
+ نوشته شده در شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت 18:0 توسط علی مرسلی
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!