دیوونه بود
میگفت
گروه خونی هیچکس به این حرفا نمیخوره!
شما ها ادما ی روزمرگی
گروه خونیتون دو یا یه حرف
این همه حرفه دیگه....
میگفت
ارزوم اینه که گروه خونیمb c d e f g…… و ش ب ر د... باشه

پرستار پرسید
حالا گروه خونیت مگه چی هست؟
دیوونه خندید
گروه خونیه همه یکیه!!
I
پرستار تعجب کرد!!!
دیوونه گفت
یه بار که سر یکیو شکوندم
از طرف سرش
هی فریاد میومد که ای ای
خون خودش بهم گفته گروهش ای هست
چند نفر دیگه هم همینطور
پرستار اما حقیقت را گفت

دیوونه گریه کرد!!
فهمیدچه قدر خون ادم ها کثیف شده
تا از زندون در اومدند
دروغ گفتند
صداشان از دهان میومد
از سر میومد
تو همه جا با هم دروغ گفتند!!
بی روزنه ای راستی!!

خر شده بود؟!
ادما مثل هم نبودند؟
گریه کرد دیوانه!!
پرستار گفت بفرستید تیمارستان!!






دیوونه بود
میگفت
گروه خونی OAهم داریم
قرار نیست Oچون صفره تنها بمونه
میگفت
خودم شنیدم یکبار
یه بار یه نوزاد به خانوم پرستار گفت اوئا ائا!!
دیوونه ی دیگری گفت
اون واسه خون ها ی پاک پاکه
فقط چند لحظه ی اول
بعد
ادما فرق میکنن
همه ی صفر ا تنها میشن
OAمیمره
بچه به دنیا میاد!!
دیوونه گریه کرد

دیوونه بود
دیوونه بود؟!
...............
گروه خونیه من رو تو کتاب اول دبستان
اخرش
نوشتن
کی خون میده؟!؟