صبح ها خیلی زود می روی

بدون اینکه برای صبحانه ام

نان تازه بخری

حتی

بدون خدا حافظی

صدایت همیشه خسته است

پشت این سیم های خط خطی

وشب ها وقتی می رسی

ما را به یک فنجان سکوت

و چند تکه کیک اخم و بهانه

مهمان می کنی

ته دلم همیشه می خندم

ته دلم همیشه شادم

اخم هایت

بهانه هایت

همه برایم شیرین است

وقتی صدایت می کنم"پدر"