کی گفته دانش اموزی مهم ترین و شیرین ترین دوران زندگیه؟!!!

اره!شیرینه.ولی کافیه حرف های من رو بخونی اون وقت که می فهمی اون قدرها هم که فکرش رو می کردی شیرین نیستش!

فکرش رو بکن!ما دانش اموزها کافیه چند روز تعطیل باشیم.اون وقت بعد از تعطیلات امتحان بارون می شیم.برگه ی امتحانیه که زیر دستت میاد و میره!

تو هم که چند روز بوده فقط خوردی و خوابیدی و اصلا حال و حوصله ی سوال ها و جواب دادن به اون هارو نداری!

پس روز قبل از امتحان مثل گذشته به خوردن و تلویزیون دیدن و ....مشغول می شی.فردا که می ری مدرسه می بینی ان قدر ها هم که تو راحت گرفته بودی نبود.

نمره های این امتحان ها هم مستقیما با امتحان های اخر ترم جمع می شه!

اون وقت شروع می کنی به لرزیدن گوشه لب خوردن ناخن جویدن انگشت شکستن خودت رو سرزنش کردن و هزارتا کار دیگه!

به خاطر اضطراب می خوای دیوونه شی.دوست داری زمین ده وا کنه و تو رو ببلعه و از شر این امتحان خلاص شی.دوست اری حالت بد شه و مامان جونت بیاد و ببرتت خونه...

ولی نه دیوونه می شی نه زمین دهن وا میکنه نه هرچی زور می زنی حالت بد می شه و ...

با همه ی این احوال تو باید بری و امتحان بدی! می بینی؟!دانش اموزی اونقدر ها هم راحت نیست!

تازه من که همیشه دست به دعام که تعطیل نشیم! چون پشتم باد می خوره و اون وقته که...

بیچاره ما دانش اموزا!!!!!!!!!!!!!!!