هفتمین پست
خوبی روزها این است که رنگ و بو دارند.می شود رنگشان کرد.گاهی سبز،گاهی آبی و گاهی...سیاه.گاهی روزها عطر هیزم های باران خورده دارند،گاهی عطر شکوفه های پرتقال و گاهی...بوی مرداب های راکد و خاکستری.
گاهی روزها سفید سفید می شوند.بی رنگ و بی بو و شاید روزهایی باشد که هفت رنگ رنگین کمان در هم بیامیزند و هزاران عطر گنگ و گیج در فضا پراکنده شوند.
تو می توانی شکل پرنده ها شوی.حس پرواز وجودت را پر کند.به آسمان آبی نگاه کنی و سرشار از رنگ های شاد باشی،مثل برگ های باران خورده.
بهترین روزها رنگی اند.پر از عطرند.پر از شور و شوق پروازند.بهترین روزها هیچ چیز خاکستری نیست. و دلتنگ نیستی.کوله بار دل نگرانی هایت را به دست باد می سپاری و می دانی آسمان تیره ی شب مدفن ستاره هاست.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۶ ساعت 20:55 توسط مریم محمد خانی
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!