کنکور و شعر گفتن (؟!)
دو تا دوبیتی از خودمه!
هر چی فکرشو می کنم می بینم که کنکور و شعر گفتن (؟!) هیچ جوری جورشون با هم جور در نمیاد!!
امشب از بوی نسیم و ماه من سرشارم
امشب از گلایه های بی صدا سرشارم
در سکوت و دور از روی و ریا زیسته ام
از چه رو باز ز تنهائی و غم سرشارم؟
هر شب کنار پنجره ام صدای ترانه ی اوست
تنها صدای بی صدای اشاره ام هم، از برای اوست
هرچند او نه دانست و نه خواهد فهمید
قصه ی رنج و غم شبانه ام برای اوست
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۶ ساعت 12:47 توسط یاسمین حاتمی
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!