شب و روزم ابریست

و چه روزی؟ چه شبی ؟

و چه پر تاب تبی

روز نامش نگذارم بهتر

بدتر از وحشت یک روز سراسر بی رنگ

چه شبی ؟سخت تر از تکه ی سنگ

سردتر از برف خیال

دورتر از صبح محال

صحبت از یک شب و یک روزم نیست

من اگر پیراهن تنهایی شب می پوشم

به تنم می آید

تو چرا تن کردی ؟


تاها