شب و روزم ابریست
شب و روزم ابریست
و چه روزی؟ چه شبی ؟
و چه پر تاب تبی
روز نامش نگذارم بهتر
بدتر از وحشت یک روز سراسر بی رنگ
چه شبی ؟سخت تر از تکه ی سنگ
سردتر از برف خیال
دورتر از صبح محال
صحبت از یک شب و یک روزم نیست
من اگر پیراهن تنهایی شب می پوشم
به تنم می آید
تو چرا تن کردی ؟
>
تاها
+ نوشته شده در سه شنبه ۷ فروردین ۱۳۸۶ ساعت 22:1 توسط تاها
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!