می نویسم
به یاد آن شب بارانی
که می پنداشتم
تا ابد کنار منی!
آن شب گمان می کردم آن باران
زیبا ترین باران عمر من است.
اما همان باران
مهر مرا از قلب تو شست
و تو رفتی و من
تنها ماندم
به یاد بارانی دوست داشتنی
که از آن متنفرم!
+ نوشته شده در جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵ ساعت 18:27 توسط مهسا دوستی
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!