غرور
گر بودم به جای تو
به جای آن همه غرور
و سنگ دلی هایی که
می شکند حتی
دل سنگ را هم٬
می اندیشیدم به مهربانی ها
وبه خریدن دل ها
پایان امروزها را نمی توان کشف کرد
و نمی توان در دستان اندیشه نهاد
حوادث فردا ها را.
پس
از غرورت بکاه
خدا داند
شاید من تو شدم و تو من!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۵ ساعت 18:20 توسط مهسا دوستی
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!