نخند
ان وقت لب هایت مثل یک دره می شوند
شاید برای به پست انداختن
انداختن امید به هم دردی یک نفر
دختر
مگر اشک هایم را نمیبینی؟
شاید می خندی
تا اشک هایم هنگاکم بوسه دادن
در چین گونه هایت اسیر شود
حتی فرصت مرگ نداتشه باشند
تنها اسارت و اسارت×!!!
نخند
تو مگر ترازدی را کمدی می بینی؟
نخند
ان وقت دندانت از پرده سر بیرون می اندازد
بگذارد سیب
بی ترس به دهان طعمه ات بیاید
با ولع بیاید
که سیب کودک ترسوییست

الف.باران