هر انسان گاری پایش را
با اسب وسوسه
کشانده تا له کردن دیگری
درین جا صدای خرده شدن
صدای تلخ له شدن
بیشتر از پاها ی ادم هاست
هر انسان
برای به اسمان رفتن
بر نردبان خود خواهیش
لاشه ی دل یک انسان را
می گذارد تا شود یک قدم دیگر
قدم ها ی دیگر و ........
ساده می شود پله شد
هیچ پله پله ی دیگری را در زیر خود دفن نکرده
با دست در دست دادن
طبقه طبقه به بالا رفته اند!!!
اما ما باید حتما لایه لایه بر هم بنشینیم
تا یکیمان بالا باشد
اینست ساختار رسوبات تاریخ اد م ها
رسوبات لایه ای
درختان خاک را له نکرده اند تا خود بروندبالا
خوب می دانند
خشم خاک می اندازد
ریشه ی خود را در مغز خاک نهاده اند
مغزش را قلقلک فریب می دهد
اما هرگز خاک را بالا نبرده اند
با دست ها ی تنومند ریشه ی شان
هرگز او را بر سر خود نگذاشته اند!
شاید .....
ان مرد
ریشه بر مغز ما دوانده است
که فکر میکنیم له نشده ایم
ریشه های ....
مسئله ی بغرنجیست
یک سیاست عاشقانه!!!
سیاست های عاشقانه
شاید مثلث برمودا
در زیبایی دریایند
هرجند پر جاذبه تر از مرداب ها ی رذل زشت