نرم بودیم و اکنون سختیم
پنبه بودیم و اکنون با دستان روزگار ریسیده شدیم
شده ایم ریسمانی سخت و ضخیم
یا در لباس فایده
که می پشاند تن عریان سیاهی را جزر و مد داریم
یا در ان هنگام که تقدس به اسارت می گیرند
طناب دار می شویم
نرم بمانید ای سخت ها
که قیچی فریب ابلس می تواند ببرد ریسمان را
اما پنبه ها را بریدن مثل اب را تکه کردن هست
نرم شوید
امروز اگر زمینی .یخ سخت رویش خلق شود
خورشید مهر را دور می اندازند از اسمان زندان هاشان
انقدر نمک بر روی این زخم یخی می پاشند تا که اب شود
خود نرم شوید تا که این ادمان خود سخت .ادعای نرم کردن نکنند
نمک بر زخم پاشیدن از رسم دین قرون جدیدست
(در باره ی بد کردن با بد در حالی که نادانیم که ان بد خود از بد به وجود امده و با بد کردن با او بدتر خواهد شد
مثال همین صدام اون دنیا تو جهنم خدا می دونه چه عذابی خواهد کشید اکنون وقتی داره میره لطفا این همه شادی نکنید بی رحم ها شماهاذ که بی رحم ترید!!)