امروز صبح که از خواب بیدار شدم، از خوشحالی در پوست خودم نمی گنجیدم! همه ی آدما معمولا روزائی که به روز تولدشون نزدیک می شن خیلی هیجان زده ان! اما من با این که تقریباْ یک نیم سال با روز تولدم فاصله دارم، همون احساسی رو دارم که ۶ ماه پیش وقتی به تاریخ تولدم نزدیک می شدم داشتم! تولد دوچرخه،برای من مثل سالگرد آغاز یک زندگی جدیده! و جایگاهی که در زندگی من داره، خیلی فراتر از جایگاه یک سالگرد انتشار ساده ست!
خب، حالا از این حرفا گذشته،می خواستم بگم که می دونم خیلی ها با نزدیک شدن به تاریخ سالگرد به این فکر می افتن که یه سری به دفتر تحریریه بزنن. مثل سال های پیش! اما راستش نمی دونم که تا به حال با دفتر تحریریه تلفنی تماس گرفتین یا نه! اما اگه نگرفتین، خواستم بهتون بگم که لطفاْ برای جشن سالگرد بی خبر به اون جا نرین. چون به دلیل برخی مسائل کاری و اداری، ممکنه که برای تحریریه ی دوچرخه این موضوع باعث دردسر بشه! اینا حرفای خانوم حریریه! یکی دو روز پیش که با دوچرخه تماس گرفته بودم ایشون این حرفا رو گفتن. و از من خواستن اگه به شماها دسترسی داشتم به شما هم اینا رو بگم.
خب، چه برین دوچرخه یا نه، به همه تون (از حالا!!!) این روز خوب رو تبریک می گم! و امیدوارم که سال شاد و پر از خاطره های رنگی دیگری رو در کنار هم در پیش رو داشته باشیم. پس به امید روز های خوب، و با آرزوهای خوب تر،برای خودم و شما و همه ی دوچرخه ای ها!![]()
![]()
![]()
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!