بعد از گذر کلی ، دوباره سلام! خوبین؟! دماغتون چاقه؟! ما نیستیم خوش می گذره؟! راستش خیلی می گذره از اون وقتی که من این جا زیاد سر می زدم! یادمه تا دو سه ماه پیش هم این جا خیلی روغن، ببخشید! رونق نداشت! اما یکی دو روز پیش که همین جوری گفتم یه سربزنم دیدم که : نه بابا! مثل این که یه تغییر و تهوع! اوه! ببخشید! منظورم تحول بود! از آثار کنکوره! آره! خلاصه دیدم که همگی این جا جمعتون جمعه و گلتون هم که من باشم کم! خلاصه گفتم بدک نیست یه ابراز وجودی بکنم که یه وقت یادتون نره ما هم در پهنه ی این جهان روزگاری وجود داشتیم! آخه با این که من بیچاره این قدر سرم شلوغه هیچ کس حتی یه حالی هم از ما نمی پرسه! (مخصوصاْ اون مهسا خانوم بی معرفت که من شماره شو گم کردم و خودشم یه زنگ نمی زنه!) بگذریم! داشتم می گفتم که بعد کلی یه چیزی نوشته بودم که هوس کردم این جا بذارم! پس تا بعد! بای!

بی وفا

 

نه! من باور ندارم! باور نمي كنم كه اين قدر زود همه ي اون قول و قرارها
رو يادت رفته باشه!
باور ندارم!!
چه طور ممكنه يادت بره؟؟!! چه طور ممكنه فراموش كني همه ي اون حرفائي رو
كه با هم زديم! و عهدي كه با من بستي رو يادت بره!
تو قول دادي كه هيچ وقت منو تنها نگذاري! چه طور فراموش كردي كه قول دادي
تا ابد با من بموني؟!! (!)
نه! نمي تونم باور كنم كه اين قدر زود همه چيز تموم شد! نمي تونم به خودم
بقبولونم كه همه ي اون قول و قرارا و همه ي اون صميميت و همه ي اون قول و
عهد تو فقط و فقط چند ساعت دوام داشت!
اما حالا ديگه بايد غصه خوردن رو تموم كنم!
بايد به فكر يه راه چاره باشم
حالا كه تو اين قدر بي وفا و بي معرفتي منم بايد برم سراغ يكي ديگه!!(!)
آره كارت اينترنت عزيز!
حالا كه تو اين قدر زود تموم شدي بايد برم و يه كارت اينترنت جديد بخرم!