تقصیر
در لحظه ی تماس نور با افق های تیره ی پلک
رویای خیس مرا گیره می زنی به باد
تلخ می شود گلوی احساس خشکم
و من مثل غروب ها
از کوتاهی دست های روز دلگیر می شوم
باز هم تقصیر هیچ کس نیست...!
سپیده
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۵ ساعت 8:30 توسط سپیده ایازی
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!