فریاد
حرفهایم را فریاد می زنم
برای این که نشنوی
یا اگر پشت پنجره به شنیدن ایستادی
آن قدر رسا باشد
که در خانه گوشت بارها تکرار شود
و چون فریاد سکوت معلم
بر سر قطره های باران مادر شود
ونقطه ایستشان شود
فریاد می زنم تا بفهمی
وسعت حرفهایم را بفهمی
شوکا!
+ نوشته شده در جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۸۵ ساعت 10:48 توسط علی مرسلی
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!