واقعا که....!!!
سلام.
اول از همه بگم که : واقعا که!...خیلی همه تون کم کارین.ببینم....آخه شما از من بیچاره ی پشت کنکوری هم سرتون شلوغ تره که این قدر کم کارین؟؟!!...بعضیا (( یعنی در حدود ۱۵ ، ۱۶ نفر!!!)) که هزار ماشاا... اسمشون صرفا واسه قشنگی توی لیست گروه ۲۱ نفری ماست!...بابا یه کم فعال تر بشین دیگه!خیلی همه تون بی حالین! ((اینا رو می گم بلکه یه کم رگ غیرت اون ۱۵،۱۶ نفر به جوش بیاد!))
خوب...گذشته از این حرفا....یه شعر از خودم...داغ داغه...همین الان از تنور (یعنی همون مغز فلک زده ی بنده!) دراومده...و بنده اون قدر جو گیر شدم که همین الان که ساعت دقیقا ۲:۴۵ دقیقه ی نصفه شبه تشریف فرما شدم تا برای شما این جا بنویسمش.پس شما هم به پاس این جو گیری من نظر رو فراموش نکنین!
روسفید
ماه را روسیاه کردی،
با آمدنت به زندگی ام.
اما حالا که رفته ای...
من دیگر روسفید شده ام!!!
+ نوشته شده در دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۵ ساعت 2:48 توسط یاسمین حاتمی
|
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!