فعلن بی نام...
۲-از این که عیدهای این دوره زمانه طعم شیرین سالهای قبل را ندارد ،زیاد گفته اند!تقصیرعوض شدن شرایط اجتماعی است که این طور عیدها را بی رنگ و بو کرده یا نه اثر بزرگ شدن ماست که رنگ خاکستری بر همه چیز کشیده ،هم بماند برای بعد!
۳-این روزها که داشتن وبلاگ هم شده چیزی در حد دادن ID و شماره موبایل،نمی دانم صرف این همه انرژی و وقت برای داشتن وبلاگی که دست اخرش همین رفیق های دور و برت و شاید چند تا غریبه آن را بخوانند تا شاید تو هم سری به وبلاگ آنها بزنی،همان قضیه آفتابه خرج لحیم است یا نه؟
۴-می گویند در وبلاگ کوتاه بنویسید و جمع و جور.پس با همه این حرفها باز هم دلخوشیهایی برای تبریک سال نو وجود دارد:اسکناسهای تا نخورده ی تا خورده های فامیل،گفتن هزار باره و تاریخی:سال نو مبارک،جیبهای پر از تخمه کدو بعد از یک مهمانی و ...(باقی اش با خودتان!)پس: سال نو مبارک
۱/۱/۸۵ خط خطی شد توسط: ابوالفضل سلمانی
وبلاگ ادبی نوجوانان فعلی و سابق! خوانندگان و همکاران افتخاری و غیر افتخاری هفته نامه دوچرخه و نوجوانان و جوانان سراسر ایران و بلکه هم جهان!